ضرب‌المثل‌های آذربایجانی


 

 آ

  • آللاه‌دان اوزولمییه نه اؤلوم یوخدور.
    • «کسی(بیماری) که امیدش را از خدا قطع نکرده نمی‌میرد».
  • آباد اوْلسون خال خال، بیری یاتار بیری قالخار.
    • «آباد باشد خلخال، یکی می خوابد یکی بیدار می شود(وصف محلی که همیشه تعدادی بیدارند وشلوغ است)».
  • آتا اولماق آساندی ‏‏،آتالیق ائتمک چتیندیر.
    • «پدر شدن سهل است ‏‏،ولی پدری کردن سخت».
  • آتا چاتئنجاغ اششه یه مین!
    • «تا زمانیکه به اسب برسی سوارخر شو»!
  • آت آلماغا جاوان یوللا،قیز آلماغا قوجانی.
    • «جوان را برای خرید اسب بفرست و پیر را برای دختر(عروس)».
  • آت آلمامیش آخئر چکیر.
    • «قبل از اینکه اسب را بخرد آخورش را می‌سازد».
  • آتا دوغرایب بالایئیر.
    • «پسر دنباله رو پدر میشود».
  • آتاسئن دونقوز قاپمیش اوغلونوایلان چالمیش.
    • «پدرش را خوک گاز گرفته و پسرش را مار نیش زده».
  • آتاسئنا خئیئری اولمایان کیمه خئییری اولار؟
    • «کسی که به پدرش خوبی نمیکند به چه کسی خوبی میکند»؟
  • آتا سین گورمه ین شاهلئق ادعاسی ائدر.
    • «هرکه آبا و اجدادش را نشناسد ادعای پادشاهی می کند».
  • آتا سیندان قاباغا دوشه ن تولانی قورد یئیه ر.
    • «توله ای که جلوتر از پدرش راه برود طعمه گرگ می شود».
  • آتالار سوزونه محاکیمه اولماز.
    • «نصیحت پدر را نمی شود محاکمه کرد »
  • آتالار سوزو حکمتدیر.
    • «سخن پدران پندآموز است».
  • آتالار سوزو عاغلئن گوزو.
    • «سخنان پدران(ضرب المثلها) چشم عقل هستند».
  • آتام آتام من بو ایشه ماتام.
    • « »
  • آتا مالین درج ایله‏‏، اونا گوره خرج ایله.
    • «اول ارث پدری را صاحب شو،آنگاه خرجش کن».
  • آتاما یاتاق سالدیم قالایچی یلدی یاتدی.
    • «برای پدرم رختخواب پهن کردم،خادم پدرم آمد خوابید».
  • آتام ایله آتانی دئینجه ‏‏،اوزوم ایله اوزونو دئه.
    • «حساب پدر با حساب خودت جداست ».
  • آتام ائوینده بایلق باشی ‏‏،اریم ائوینده تویوق آشی.
    • «خونه پدر کله ماهی خوراکم بود ،خونه شوهر مرغ بریان».
  • آتامی آنامی آتمیشام تکجه سنی توتموشام.
    • «پدر و مادرم را انداخته و فقط تو را چسبیده ام».
  • آتامین اؤلمه سیند‌ن قورخمیرام، قورخیرام عزرائیل قاپیمی تانیا.
    • «از مرگ پدرم نمی‌ترسم ‏‏،ترسم از این است که عزرائیل در خانه‌ام را بشناسد».
  • آتا مینمه یین بیر عیبی وار، آت دان دوشمه یین مین عیبی وار(آتا مینمه ک راحتدیر، آت دان ینمه ک چتیندیر).
    • «اگر سوار بر اسب شدن یک عیب و ایراد داشته باشد، از آن افتادن و پیاده شدن هزار مورد و مسئله دارد(رسیدن به ثروت و مقام خوشایند ولی از دست دادن آن سخت و ناگوار است)».
  • آتان بیلیجی دی سنه نه؟.
    • «گیرم پدر تو بود فاضل-از فضل پدر تو را چه حاصل»
  • آتان سوغان آنان ساریمساق اوزون نجه اولدون گول بسر؟
    • «پدرت پیاز ومادرت سیر،مگه میشه تو بشی گلبسر(خیارسبز)».
  • آتانین دعاسی ‏‏،آنانین ناله سی.
    • «دعای پدر و ناله مادر».
  • آتانین دعاسی آنانین آهی.
    • «دعای پدر و آه مادر».
  • آتا اوت ایته ات وئرمزلر.
    • «به اسب علف و به سگ گوشت نمیدهند».
  • آتا مین ‏‏،آد قازان.
    • «بر اسب سوار شو و شهرت بطلب».
  • آتا آنا رشوه سیز دوست دورلار.
    • «پدر و مادر بدون هیچ چشم داشتی دوستت هستند».
  • آتا ائوینده اوگئی آنا _ار ائوینده قایئن آنا.
    • «در خانه ی پدر نامادری- در خانه ی شوهر مادر شوهر».
  • آتان اوخ قایئتماز.
    • «تیر پر تاب شده بر نمی گردد».
  • آتی آت ایله باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار.
    • «دو اسب را که یکجا ببندی اگر هم رنگ نشوند هم خوی هم میشوند».
  • آج تویوق یاتار یوخودا داری گورر.
    • «مرغ گرسنه در خواب ارزن میبیند».
  • آج قارئن آجی آیران.
    • «شکم گرسنه و دوغ تلخ(وعده های تو خالی)».
  • آجئن ایمانی اولماز.
    • «آدم گرسنه ایمان ندارد ».
  • آجئندان یاتیب گون اورتادا دوروب .
    • «از زور گرسنگی شب می خوابد و بعد از ظهر بیدار می شود».
  • آخار سویا گئدسه، آخار سولار قورویار.
    • «آدم بد شانس اگر به آبهای روان برود آنها هم خشک میشوند».
  • آخار سو یولونی تاپار.
    • «آب جاری راهش رو پیدا می کنه».
  • آختاران تاپار یاتان یوخودا گوره ر.
    • «کسی که جستجو کند پیدا میکند و کسی که بخوابد در خواب میبیند(جوینده یابنده است)».
  • آخیرده گوله ن،یاخشی گوله ر.
    • «کسی که آخر میخندد،بهتر میخندد».
  • آدام هر نه دن قورخسا، باشئنا گله ر.
    • «انسان از هر چیزی بترسد به سرش میاید».
  • آدامئن آغزئندان سؤز آلئر.
    • «از دهان آدم حرف می‌کشد».
  • آدامئن اون دانا یییجی سی اولسون بیر دانا دیییجی سی اولماسئن.
    • «آدم ده تا نون خور داشته باشه ولی یه دونه غر زن نه»!
  • آدی منیم دادی سنین.
    • «به اسم من ولی لذتش مال دیگران».(به نام من و به کام دیگران)
  • آدئن توتدون اوزو گلدی.
    • «اسمشو آوردی پیداش شد».
  • آدئن ندی رشید بیرین دئه، بیرین ائشید.
    • «یکی بگو، یکی بشنو».
  • آرپا اکه ن بوغدا درمه ز.
    • «کسی که جو می کارد گندم درو نمی کند».
  • آزاجئق آشئم ، آغرئماز باشئم.
    • «به فقر می سازم ، دردسری ندارم».
  • آز دانئش ناز دانئش.
    • «کم گوی و گزیده گوی».
  • آستا دانئش، اوستا دانئش.
    • «کم گوی و گزیده گوی».
  • آستا گئده ن یورولماز.
    • «کسی که آهسته میرود خسته نمیشود».
  • آسلانین ائر‌کک دیشی سی اولماز.
    • «شیر نر و ماده ندارد».
  • آش دی آشئن ایسپناغی.
    • «آش اگه آشه مربوط به اسفناجشه».
  • آشی پیشدی.
    • «گاوش زائید.مشکلی برایش پیش آمد».
  • آغاج بار گتیردیکجه باش ایه ر.
    • «درختی که بارش بیشتر باشد بیشتر خم می‌شود».
  • آغاجی ایچیندن قورد یئیه‌ر.
    • «کرم درخت را از درون می‌خورد».( کرم از خود درخت است)
  • آغانئن مالی چئخاندا نوکرین جانی چئخئر.
    • «از اموال آقا داره کم میشه جان نوکر داره در میاد(شاه می بخشد شیخعلی خان نمی بخشد)».
  • آغریمایا‌ن باشا دسمال باغلامازلار.
    • «به سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند».
  • آغرییان دیشی چکرلر.
    • «دندانی را که درد می‌کند باید کشید».
  • آغئزلاردا ساققئز اولماق.
    • «دهان به دهان گشتن».
  • آغئزئنا باخ تیکه کس.
    • «به اندازه دهانت لقمه بردار(پایت را به اندازه گلیمت دراز کن)».
  • آغئزئندا مرجیمک ایسلانمئر.
    • «عدس دردهانش خیس نمی‌شود(درمورد آدمی که سرّ نگهدارنیست)».
  • آل آپارمئش.
    • ( آل او را ببرد)(آل=موجودی موهوم و خیالى که به چشم انسان تنها در شب یا زن حامله دیده مىشود)».
  • آل ایتدن معروف اولماق.
    • «مثل گاو پیشانی سفید مشهور بودن».
  • آللاه آدامئن عمروندن گؤتورسون ، قویسون شانسئنئن اوستونه.
    • «خدا از عمر آدم بردارد ، به شانسش اضافه کند».
  • آللاه ایکی قاپازی ، بیر باشا وور ماز.
    • «خدا دو سرکوفت را به یک سر نمی زند».
  • آللاه ایلانی تانییب ، آیاغلارئنی قارنئنا سوخوب.
    • «خدا خر را شناخت و شاخش نداد».
  • آللاه باغلایان قاپئنی ، هئچ کیم آچامماز.
    • «دری را که خدا ببندد، هیچ کس نمیتواندباز کند».
  • آللاه بیر قاپئنی باغلاسا ، آیری قاپی آچار.
    • «خدا اگر دری را به روی بنده اش ببندد ، در دیگر به رویش می گشاید(خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری)».
  • آللاه داغئنا باخار قار وئره ر.
    • «خداوند به کوه اش نگاه می کند برفش می دهد(خداوند به هر کسی به اندازه لیاقتش میدهد، خلایق هرچه لایق)».
  • آللاه دغل بازا پای ورمز.
    • «خدااز فریب کاران حمایت نمی کند.»
  • آللاه شنبه نی جهودا قیسمت ائله سین.
    • «خداوند شنبه را قسمت جهودها کند».
  • آللاه قارغا ده ییل کی گوز اویا(آللاهئن بارماغی یوخدور ، گؤزووه سوخا).
    • «خداوند مانند کلاغ نیست که چشم در بیاورد(چوب خدا صدا نداره)».
  • آللاه قازاناندان آلار وئره‌ر بئجه‌ره‌نه.
    • «خدا اختیار داره، »
  • آللاها قوربان اولوم کی، یاغی یاغ اوسته وئریب یارمانی یاوان قویوب.
    • «قربان خداوند بروم که به یکی روغن روی روغن (صد نازو نعمت) داده وبرای یکی هم بلغور خالی».
  • آلچاقدا دایان که چیخاسان باشا.
    • «برای رسیدن به قله کوه باید از دامنه شروع کنی».
  • آلئنمئش تاپئلمئش دی.
    • «چیزی که خریده شده غنیمت است».
  • آناسئنا باخ قئزئنی آل،قئراغئنا باخ بئزینی آل.
    • «در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن».
  • آنلایان بیر تل ده ن آنلایار(آدام اولانا بیر سوز یئته ر.آنلایانا بیر سؤز بسدیر.آنلایانا ایشاره، آنلامایانا میناره.آنلایانا بیر سؤز بیر کیتابدئر.آنلایانا بیر کلمه سازدئر،آنلامایانا زورنا قاوال آزدئر).
    • «عاقل را یک اشاره کافیست ».

 الف

  • اتوروب گمی نین ایچینده،گمی چی نین گو’زون ایور(اتوروب گمی نین ایچینده،گمی چی نه ن ساواشئر).
    • «هم تو کشتی نشسته هم به ناخدا گیر داده».
  • ات وئرمه ده ن ، کوفته ایسته مه(ات وئرمه میش ،کوفته الده ائدیلمز).
    • «تا وقتی گوشت نداده ای کوفته نخواه».
  • احتیاط ایییدین یاراشئغی دئر(احتیاط عاغلئن شرطی دیر).
    • «احتیاط زینت جوانمردان است(احتیاط شرط عقل است)».
  • احمد بی غم دیر.
    • «آدم بی خیالی است».
  • ادب بازاردا ساتئلماز.
    • «ادب در بازار فروخته نمیشود».
  • اریم اولسون ائرمنی اولسون(اراولسون اکبر اولسون).
    • «اخلاق و رفتار مهم نیست مهم این است که شوهر و سایه سر باشد».
  • اششییم اؤلمه یونجا بیتینجه ک ، یونجام سارالما ، توربا تیکینجه ک.
    • «بزک نمیر بهار میاد ، کمپوزه با خیار میاد».
  • اششیه گوٍجوٍ چاتمیًر , پالانئ تاپدالاییًر .
    • «زورش به خر نمی رسد ، پالانش را کتک می زند»!
  • اشک نه بیلر آرپا باهادی.
    • «خر که نمی فهمه جو گرونه(خر چه داند قیمت قند و نبات)».
  • اشید اینانما.
    • «بشنو و باور مکن».
  • ال الی یویار ، ال ده دؤنه ر اوزو یویار.
    • «دست، دست را می‌شوید، دست برمی‌گردد صورت را می‌شوید(همدلی و کمک به دیگران و رفتار متقابل آنها در تمامی زمینه‌ها)».
  • اله گوتورنده قاوال، گوته سوخاندا زورنا.
    • « »
  • الییم اله نیب قلبیریم گویده فئرئلدئر.
    • «الکم بیخته شده و غربیلم درهوا می‌چرخد(آردم را بیختم الکم را آویختم)».
  • الینده ن سو داممئر.
    • «از دستش آب نمیچکد(کنایه از آدم خسیس)».
  • ان بؤیوک بیجلیک دوزلوکدور.
    • «بزرگترین زیرکی درستکاری و صداقت است».
  • اوباشداآغلاماق بوباشدا سئزئلداماقدان یاخشئدئر.
    • «ناله کردن در ابتدا از گریه کردن در انتها بهتر است(احتیاط اولیه بهتر از پشیمانی و گریه کردن در پایان کار است)».
  • اوجوزدان باهاسی اولماز.
    • « همیشه جنس گرانبها مرغوب و باصرفه تر است».
  • اوجوزلو اتین شورباسی اولماز.
    • «از گوشت ارزان شوربا نمیشود ».
  • اود آلتئندان کوز ،آدام آلتئندان سوز(آدامئن آلتئن سوز یاندئرار، قازانئن آلتئن کوز یاندئرار).
    • «خاکستر زیر آتش ، حرف پشت سر انسان(انسان بواسطه برخی از سخنان دیگران همیشه در زحمت و رنج است همچنان که شعله ور شدن چوب زیر دیگ را می سوزاند)».
  • اود پارچاسی دی.
    • «یه پارچه آتیشه».
  • اوره ییم قئزمئر.
    • «دلم گرم نمیشه».
  • اوز گوزونده دیره یی گورمور ، اوزگه نین کینده توکو گورور.
    • «تیر را در چشم خود نمی‌بیند ولی مو را در چشم دیگری می‌بیند».
  • اؤزومون قشنگین چاققال یئیر.
    • «بهترین انگور (باغ) راشغال میخورد ».
  • اوزونه سیچیر ، منه گوز بره لدیر .
    • «برای خودش می ریند ، برای من چشم می دراند»!(خودش را خیس میکند,عصبانیتش را سر من خالی می کند.)
  • اوزو یئخئلان آغلاماز.
    • «کسی که خودش بیفته گریه نمی کنه (خود کرده را تدبیرنیست)».
  • اوستورانین قاباغیندا سیچماسان ، دئیرلر گوتو یوخدی.
    • «کلوخ انداز را پاداش سنگ است.»(عوض عوض داره گله نداره)
  • اوغرو پیشیک آغاج گورجک قاچار.
    • «گربه دزده چوب ببینه فرار می‌کنه».
  • اوغرو دان اوغرویا حلالدی.
    • «دزد که از دزد بدزده حلاله.»
  • اؤلسون او یاخشی کی پیسده ن سونرا گه له جک(اؤلسون او پیس کی یئرینه یاخجی سی گه له جک).
    • «بمیرد آن خوبی که میخواهد بعد از بد بیاید(هیچ بدی نرفت که خوب جاش رو بگیره)».
  • اول قارداشلئغئنی ثابت ائله سونرا ارث و میراث ایسته.
    • «اول برادریتو ثابت کن بعد ادعای ارث بکن».
  • اؤلو دوروب مرده شیری یویور.
    • «مرده بلند شده داره مرده‌شور رو غسل میده».
  • اؤلومدن باشقا هر شئیه چاره وار.
    • «فقط مرگ را چاره نیست».
  • اؤلمه ز خدیجه، گوره ر نوه نتیجه.
    • «نمیمیرد خدیجه،میبیند نوه و نتیجه (یعنی هرکس کار بکند خوب و بد نتیجه کارش و یا عمل انجام یا فته اش را خواهد دید و پس از آن دیگران با دیدن نتیجه کار قضاوت خواهند کرد)».
  • اؤلمه ک اگر اؤلمه کدیر، بونه جان وئرمه کدیر.
    • «مرگ یک بار شیون هم یک بار».
  • اؤلن یوخدور قبرینه سئچاسان.
    • «هنوز خبری نیست که داری برنامه میریزی».
  • اؤلویه اوز وئرسن ، سیچار کفنین باتیرار.
    • «به مرده رو بدی می رینه کفنشو کثیف می کنه».
  • او مراغا باسلئغئدی،ایلده بیر دفعه گلر.
    • «آن باسلوق مراغه است سالی یکبار میاید».
  • ایت موتالدان ال‌چکدی موتال ایتدن ال چکمیر.
    • «سگ از خیک دست برداشت خیک ازسگ دست برنمی‌دارد».
  • ایت هورر کروان کئچر.
    • «سگ پارس می‌کند، کاروان میگذرد(سگ لاید و کاروان گذر،جواب ابلهان خاموشی است)».
  • ایتین آیاغیندان تیکان چئخاردئر.
    • «از پای سگ خار در می‌آورد(سخت کوش- در مورد انجام کارهای سخت و مشاغل طاقت فرسا)».(کنایه ازشجاعت و نترس بودن)
  • ائرمنی قان گوروب.
    • «جهود خون دیده».
  • ائرمنی موسلمان ائله مک.
    • «».
  • ایری اوتوراق دوز دانیشاق.
    • «کج بشینیم، راست صحبت کنیم(اظهار صداقت و راسنگویی در هر موقعیتی)».
  • ایش ایچینده ایش وار.
    • «کاسه ای زیر نیم کاسه است».
  • ایش اینسانئن جووهه ری دیر.
    • «کار جوهره ی انسان است».
  • ایش قالسا اوستونه قار یاغار.
    • «اگه کار بماند رویش برف میبارد».(کار امروز را نگذار فردا)
  • ایشله ین دمیری، پاس باسماز.
    • «آهنی که کار کند زنگ نمی‌زند(در زمینه ارزشمندی کار کردن بیان می‌شود)».
  • ایشی دوشنده آختارار ، ایشیم دوشنده قاوالار.
    • «وقتی کاری با من دارد دنبالم می گردد ، وقتی کاری باهاش دارم فراری ام می دهد».
  • ایکی عزیزین آراسئنا گیرمزلر.
    • «یعنی هیچوقت بین دو نفردوست و یار عزیز و صمیمی وارد نمی شوند(بین دو عزیز نباید فاصله و اختلاف انداخت».
  • ایلان هر یئره ایری گدر، اوز یوواسینا دوز گدر.
    • «مار هر کجا که کج بره ، خونه خودش راست میره».
  • ایلانئن یارپئزدان خوشو گلمز گلر سو قئراغئندا چئخار.
    • «مار از پونه بدش میاد دم در لونه اش سبزه میشه ».
  • ایلانی اوتوب اژدها اولوب .
    • «مار را قورت داده شده اژدها».(مار خورده افعی شده)
  • ایل باهارئندان بیلینر.
    • «سالی که نکوست از بهارش پیداست».
  • ائل گوجو، سئل گوجو(ائلین گوجو، سئلین گوجو).
    • «قدرت مردم مانند قدرت سیل است(دست خدا با مردم است)،در زمینه نیرومندی کار جمعی بیان می‌شود».
  • ائله دانئشئر کی پیشمیش تویوغون گولمه یی گلیر.
    • «چنان حرف می زند که مرغ بریان خنده اش می گیرد».
  • ائله قورخور ، جین دمیرده ن قورخان کیمی.
    • «مثل ترسیدن جن از آهن می ترسد(کنایه از آدم ترسو است)».
  • ائله یئرده یاتماز کی آلتئنا سو کئچه.
    • «می گویند فلانی جائی نمی خوابد که آب زیرش برود، بسیار محتاط است».
  • ائویمدن چئخئر قارنئما گئدیر.
    • «از خانه‌ام در میاید،به شکمم میرود(از این جیب به ان جیب)».

ب

  • باخما اوزونون قاراسئنا ، باخ آلنئنئن سیتاراسئنا.
    • «فلفل نبین چه ریزه،بشکن ببین چه تیزه».
  • بارلی آغاجا داش وورارلار.
    • «درختی که میوه داره بهش سنگ پرتاب می کنند(به‌درخت بی‌ثمر سنگ نمی‌زنند)».
  • باشدا آغئل اولماسا بدن عذابدا اولار.
    • «اگه تو سر عقل نباشه بدن تو عذابه».
  • باشئنا داش دا سالاندا ، اوجا یئردن سال(باشئنا کول ده اله سن ،اوجا یئردن اله).
    • «وقتی میخواهی بر سرت خاک بریزی از جای بلند بریز(همت بلند دار که مردان روزگار – باهمت بلند بجائی رسیده اند)».
  • باغدا اریک واریدی سلام علیک واریدی، باغدان اریک قورتولدو سلام علیک قورتولدو.
    • «تازمانی که سود میرسد دوست است».
  • باغبانئن گول واختی قولاغی ائشیتمز.
    • «گوش باغبان وقت باز شدن گل کر می شود».
  • بالا لی قارغا بال یئمه ز.
    • «کلاغی که فرزند دارد خودش عسل را نمیخورد(همه چیز برای بچه ها)».
  • بال شیرین،بالا بالدان دا شیرین.
    • «عسل شیرین است ، فرزند از عسل هم شیرین تر».
  • بالئغ کونلو ایستیه نین گوتو سودا اولار(کونلو بالئغ ایسته نین گوتو بوزلو سو دا اولار،کؤنلو بالئغ اتی ایسته یه ن، قویروغون قویار بوز اوسته).
    • «کسی که دلش ماهی می خواهد باید در آب فرو رود(هرکه طوطی خواهد جور هندوستان کشد،کسی که خربزه می خورد ، پای لغزش هم می نشیند)».
  • برکت ،حرکت ده دیر.
    • «از تو حرکت،از خدا برکت».
  • بش بارماغ بشیده بیر اولماز.
    • «پنج انگشت برابر نیستند».
  • بش ده آلاجاغئم یوخ اوچ ده وئره جاغئم.
    • «نه به اشتری سوارم نه چو خربه زیر بارم».
  • بش قئرانلئق یوغورت کیمین اوزون توتوب.
    • «مانند ماست پنج قرانی خودش را گرفته»
  • بودونیا بیر گوزگودور، هر گلن باخار گئدر.
    • «این دنیا مانند آینه است هرکسی میاید و نظری بر آن می افکند».
  • بورجلو بوشلونون ساغلئغئن ایستر.
    • «طلبکار سلامتی بدهکار را می خواهد تا زنده باشد و بتواند دین خود را ادا نماید».
  • بوردا منم باغداددا کور خلیفه.
    • «در اینجا همه کاره من هستم همچنانکه در بغداد نیز خلیفه کور همه کاره است».
  • بؤرکونو قوی قاباغئنا.
    • «کلاه خود را قاضی کن».
  • بورنو یئللی دیر.
    • «دماغش باد دارد».
  • بورنوندان توتسان جانی چئخار.
    • «اگر دماغش را بگیری جانش در می‌آید».
  • بوغدا بوغدادان بیته ر.
    • «از مکافات عمل غافل مشو***گندم از گندم بروید جو ز جو».
  • بوقارا او قارا یا بنزه مز.
    • «این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست».
  • بو گونون صاباحی دا وار(جمعه نین چرشنبه سی وار).
    • «امروز فردایی هم دارد(در مورد افرادی که شاکر نعمت نیستند به کار می رود)».
  • بولاغ سو توکمه یی ایله بولاغ اولماز گئره ک اوزو جوشا.
    • چشمه با آب ریختن چشمه نمی شود خودش باید بجوشد.
  • بولانماسا دورولماز(خراب اولماسا آباد اولماز) .
    • «شرط آبادانی و اصلاح، به هم خوردن و از بین بردن برخی از شرایط و موارد است».
  • بونلاردان فاطییا تومان اولماز.
    • «از اینهان به فاطی تنبان نمی شود».
  • بیر آیاغی قبیرده اولماق(بیر آیاغی قبیرده دیر).
    • «پای کسی لب گور بودن».
  • بیر الده ایکی قارپئز توتماغ اولماز.
    • «با یک دست نمیتوان دو هندوانه را برداشت ».
  • بیر اینه اوزونه وور، بیر جووالدوز اوزگیه.
    • «اول یک سوزن به خودت بزن بعد یک جوالدوز به دیگران».
  • بیر باشی وار مین سئوداسی.
    • «یک سر دارد و هزار سودا.»
  • بیر بیر مین اولار،داما داما گو’ل اولار.
    • «یکی یکی هزار میشود چکه چکه دریاچه(استخر)میشود(قطره قطره جمع گردد وانگهی دریاشود)».
  • بیر تخته سی اسکیک دی.
    • «یه تخته اش کمه».
  • بیر تیکه نی بیلمه ین ،اون تیکه نی ده بیلمز(بیر تیکه نی بیلمه ین ، مین تیکه نیده بیلمز).
    • «کسی یک خوبی را(که در حقش شده) نفهمد ده خوبی دیگر را هم نخواهد فهمید».
  • بیر داش ایله ایکی قوش وورماق.
    • «با یک تیر دو نشان زدن».
  • بیر سوز اولماسا،مین سوز دئییلمز(بیر سوز اولماسا دئمزلر).
    • «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها».
  • بیر کنده گیردین هامی کور سنده کور(یالانا بورون ، ال ایله سورون).
    • «اگر وارد دهی شدی دیدی همه کور هستند تو هم کور باش (خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو)».
  • بیر گول ایله باهار اولماز.
    • «با یک گل بهار نمی شود».
  • بیرلیک هاردا دیرلیک اوردا.
    • «یکدلی هرجا که باشد زندگی آنجاست».
  • بیرین بیلیرسن بیرین یوخ.
    • «یکی را می دانی یکی را نه ».

پ

  • پاخما اولماسا، مرد رند آجئن دان اولر.
    • «اگر آدم پخمه وجود نداشته باشد، رند از گرسنگی می میرد».
  • پاکات ایچینده سؤز دئمه ک.
    • «چیزی را با کنایه و در پرده گفتن».
  • پنیری دری ساخلار قادئنی اری.
    • «پنیر را خیک ( توبره ) نگه می دارد و زن را شوهر».
  • پوخ پوخدور ، یاشی یا قوروسو.
    • «گوه گوه است،چه تر چه خشک(سر و ته یه کرباسن)».
  • پولو وئر پولا.
    • «پول را بده به پول».
  • پیچاق اوز دسته سین کسمه ز.
    • «چاقو دسته خودشو نمیبره(هیچ شخصی حتی فرد دیوانه و احمق به خانواده خود آسیب نمی رساند)».
  • پیچاق وورسان قانی چیخماز.
    • «چاقو بزنی خونش در نمی‌آید».(کنایه از عصبانیت)
  • پیس اولادی نه آتماغ اولار نه اوتماغ.
    • «فرزند بد و ناخلف را نه میشود طرد کرد نه میشود قورت داد».
  • پیشی یه دئدیلر پوخون درمان دی ،سئچدی اوستون باسدئردی.
    • «به گربه گفتند گهت دوا است ، رید ،روش خاک ریخت».(کنایه از فرد خسیس)

 ت

  • تانری داغئنا باخار، قار وئرر.
    • «خداوند به هر کسی متناسب با ظرفیتش روزی می‌دهد».
  • تانری یازانی ، بنده پوزا بیلمه ز.
    • «سرنوشت را نمی‌شود تغییر داد».
  • تایلی تایئن تاپمالی.
    • «کبوتر با کبوتر باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز».
  • تک الده ن سس چئخماز.
    • «یه دست صدا نداره».
  • تکلئق آللاها گلیب.
    • «تنهایی خدا را زیبد».
  • تلسه ن قئز اره گئتمز،اره گتسده خئیر گؤرمز.
    • «دختری که برای شوهر کردن عجله کند، نمیتواند شوهر کند و اگر توانست شوهر کند در زندگی اش خیر نمیبیند».
  • تنبل احمد دیر.
    • «آدم تنبلی است».
  • تنبل قادئنئن ، قئزی زیرنگ اولار.
    • «زن تنبل ، دختر زرنگ خواهد داشت».
  • توخون آجدان خبری اولماز .
    • «شخصی که سیر است از احوال گرسنه آگاهی ندارد(سواره از پیاده خبر ندارد)».
  • توک ایله دری،اوره کده ن سو ایچه ر.
    • «مو و پوست از دل آب میخورند(وضعیت پوست و مو را دل آدم مشخص میکند)».
  • تولکوسن آسلانلا چیخما ساوشا.
    • «اگر روباهی با شیر دعوا نکن».
  • تولکو سوواخلی باغا گیرمه ز.
    • «روباه به باغ محصور وارد نمی شود».
  • تولکویه دئدیلر هانی شاهیدین؟ دئدی: قویروغوم.
    • «به روباهه گفتن شاهدت کیه؟ گفت: دمبم».
  • تویدا،اوینایانین بویون گوره رلر.
    • «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باش».

 ج

  • جان وئره‌ر مال وئرمه ز(جانین وئره ر ،ولی مالئن ورمه ز).
    • «جانش را میدهد ولی مالش را نه».
  • جانی بوشلوغدان ائرمنی یه دایی دئییر.
    • «یعنی بواسطه تنبلی و کاهلی به غریبه و نا آشنا رو می اندازد».
  • جفا چکمه ین، صفا گورمز.
    • «کسی که سختی نبیند به آرامش نمیرسد».
  • جوجه نی پاییزدا سایارلار.
    • «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند».
  • جوجه همیشه سبت آلتئندا قالماز.
    • «جوجه همیشه زیر سبد نمیماند».
  • جویود دور(جویود کیمین پوللارئن یئغئر).
    • «جهود(خسیس)است(مثل جهود پولهایش را جمع میکند)».
  • جهننمه گئدن اؤزونه یولداش آختارار.
    • «مسافرجهنم ، دنبال رفیق می گردد».

چ

  • چادراسئزلئق دان ائوده قالئب(تومانسئز لئقدان ائوده قالئب).
    • «از بی چادری تو خونه مونده-آب نمی بیند وگرنه شناگر قابلی است(بدی و خیانت نکردن او از فقدان وسائل است)».
  • چاغئرئلان یئرده ییت ـ چاغئرئلمایان یئردن ایت(چاغئران یئرده ن قالمازلار، چاغئرمایان یئره باخمازلار).
    • «جایی که دعوت شده ای حاضر باش ـ از جایی که دعوت نشده ای پنهان باش».
  • چالما قاپیمی ، چالارلار قاپینی.
    • «درم را نکوب ، در تو را هم می‌کوبند.( آزارم نده کسی هم ترا آزار خواهد داد)».
  • چوخ زامان ، دوران اوکوز ، یاتان اوکوزون باشینا سیچار.
    • «خیلی وقتها گاو ایستاده بر سر گاو نشسته می‌ریند».
  • چوخ محبت تئز آیرلئق گتیره ر.
    • «محبت زیاد زود جدایی می آورد(تب تند زود سرد میشود)».
  • چوخ یاشایان چوخ بیلمز،چوخ گزه‌ن چوخ بیلر.
    • «کسی که زیاد عمر کند زیاد نمیداند،کسی که زیاد سفر کند زیاد میداند.جهاندیده بسیار می داند( مورد کسانی که سن زیاد و موی سفیدشان را دلیل دانایی شان تلقی می کنند بکار می رود)».
  • چؤره یی سوفرادا گؤرؤب ، سویو کوزَه‏دَه(گونو باجا‏دا گؤروبدور سویو کوزَه‏دَه).
    • «نان را در سفره دیده و آب را در کوزه،آفتاب را از روزن بام دیده‌است و آب را در کوزه(در مورد کسی گفته می‌شود که نازپرورده‌ است)».
  • چولک اکه ن ، طوفان بیچه ر.
    • «هرکه باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد».
  • چؤلمَک گَزَر ، قاپاغئنئ تاپار.
    • «دیزی می‌گردد و درِ مناسب خودش را پیدا می‌کند».
  • چومچه آش دان ایستی اولوب.
    • «کاسه ی داغ تر از آش بودن».
  • چیراغ اوز دیبینه ایشئغ وئر مز(چیراغ اوز دیبینه ایشئغ سالماز).
    • «چراغ به اطراف خود نور نمیدهد(کنایه از کسانی است که با وجود مستحق در اطرافیان خود فقط دیگران از وجود او بهره مند می شوند)».

ح

  • حاجی لک ‌لکین آرتئغ بالاسی.
    • «جوجه اضافی لک‌لک( جوجه‌‌ای که خود لک‌لک از لانه بیرون پرت میکند)».
  • حالوا ـ حالوادئمک له، آغئز شیرین اولماز.
    • «با حلوا حلوا گفتن دهن شیـرین نمی شود».
  • حامام سویو ایله دوست توتماق(خلیفه کیسه سیندن باغئشلاماق).
    • «با آب حمام دوست پیدا کردن(از کیسه خلیفه بخشیدن)».
  • حسن تلسیک دیر.
    • «خیلی آدم عجولی است».
  • حکماوار اوزاخ کردیسی یاخئن(همدان اوزاخ کَردی یاخئن ).
    • «حکم آباد(همدان) دور ولی کرتهایش نزدیک است(کنایه از کسی است که به دروغ می گفت من در حکم آباد(همدان)از روی کرت بزرگ می پریدم غافل از اینکه کرت همه جا هست و امتحان کردن آن نیاز به شهر خاصی ندارد)،اگر یزد دور است، گز نزدیک است».
  • حق آلمالئدئر، وئرمه لی ده ییل.
    • «حق گرفتنی است دادنی نیست».
  • حق ایله باطیلین آراسی دورد بارماقدئر.
    • «فاصله حق و باطل چهار انگشت است».
  • حق داشی آغئر اولار.
    • «سنگ حق سنگین است».
  • حق سوز آجی اولار.
    • «حرف حق تلخ است».
  • حق سوز آخار سولاری ساخلار.
    • «حرف حق آبهای جاری را متوقف میکند».
  • حیرصین دوولته زیانئ وار.
    • «عصبانیت به مال ودولت زیان دارد(در زمان عصبانیت زدن و شکستن به دارایی خود انسان ضرر می رساند)».
  • حیوانئن دیشینه باخارلار ،اینسانئن ایشینه.
    • «سلامت حیوان به دندان است وشایستگی انسان به عملش».

 خ

  • خالا خاطیرین قالماسئن.
    • «محض خالی نبودن عریضه».
  • خانئم سئندئران قابئن سسی چئخماز.
    • «ظرفی که خانم خانه می شکند صدایش در نمی آید(صدایش را در نمیاورند)».
  • خان یورغانی میتیل اولماز.
    • «لحاف خان از جنس متقال نیست».
  • خاتئن قئز خالاسئنا چکر، قوچ ایید دایئ سئنا(خانئم قئز خالئسئنا چکر، خان اوغلان دایئسئنا).
    • «دختر خانم شبیه خاله اش میشود ، آقا پسر شبیه داییش».
  • خکه خکه دئیینجه قئش چئخار.
    • «تا تو بخوای بگی خکه(تکه های کوچیک زغال)زمستون تموم شده».
  • خیاطین اینه سی ایتمسه گونده اون دانا کوینک تیکر.
    • «سوزن خیاط اگه گم نشه روزی ده تا لباس میدوزه».
  • خئییر وئر ، خئییر گوتور.
    • «خیر بده ، خیر بردار».

د

  • داغ داغا یئتیشمز، آدام آداما یئتیشر.
    • «کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم میرسد».
  • دالی یا قالسان دئیرلر گیج دی ، قاباغا گئچسن دییرلر بیج دی.
    • « اگه عقب بمونی میگن گیجه و اگه جلو بزنی میگن زیادی زرنگه(شاگرد خیاط اتو را گرم می آورد حرف است سرد می آورد حرف است)»!
  • دانئشماق گوموشده ن اولسا دانئشماماق قئزئلدان دئر.
    • «اگر صحبت کردن از نقره باشد صحبت نکردن از طلاست(سکوت طلاست)».
  • دده م منه کور دئدی، هر گلنی وور دئدی.
    • « »
  • دمیر قاپی نین تخته قاپی یا دا ایشی دؤشر.
    • «در آهنین هم روزی کارش به درب چوبی می‌افتد».
  • دوز یولدا یئری ینمیر، شوخوملوخدا شیللاق آتیر.
    • «راه صاف را نمی تواند برود ، توی زمین شخم خورده شلنگ ‌تخته می‌اندازد».
  • دوز یول گه ده ن ، یورولماز.
    • «کسی که در راه راست قدم بردارد ، خسته نمیشود».
  • دوزه ن آپارار دایانان مقصده چاتار.
    • «کسی که صبر کند برنده میشود و هرکه شکیبا باشد به مقصد میرسد(گر صبرکنی زغوره حلوا سازی)».
  • دوست باشا باخار، دوشمن آیاغا.
    • «دوست به سر نگاه میکند ، دشمن به پا».
  • دوشانا دئییر قاچ ، تازی یا دئییر توت.
    • «به خرگوش میگه بدو، به سگ تازی میگه بگیر».
  • دولانان آیاغا داش دیه ر.
    • «هر کس با برنامه ریزی صحیح و خردمندانه تلاش و کوشش کند حتماً موفق خواهد شد(جوینده یابنده است)».
  • دولت دوشانی ارابا ایله توتار.
    • «دولت خرگوش را با ارابه میگیرد».
  • دولتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتیرار پوللارین سایار !
    • «ثروتنمد پول در می آورد ، فقیر می نشیند پولهای او را حساب می کند»!
  • دووارا مینه ن طالعینده اولاسان.
    • « »
  • دوواری نم یئخار ،اینسانی غم.
    • «دیوار را رطوبت ویران می کند انسان راغم».
  • دوه دن بویوک فیل وار.
  • دوه دن ده بیر قیل غنیمتدیر .
    • « یک مو از خرس کندن غنیمت است».
  • دوه یه دئدیلر بوینون ایریدی ، دئدی هارام دوزدور کی بوینوم ایری اولا.
    • «به شتر گفتند که گردنت کج است ، گفت کجایم صاف است»؟
  • دئدی دئدی ملاکه دیر.
    • «اگر چیزی را زیاد بگویند ملکه ذهن میشود و اتفاق می افتد».
  • دئدیلر ایش، قیز دئدی اره گئده‌جه یه م، گلین دئدی آیریلاجاغام، قوجا دئدی اؤله‌جه یه م، اولدو قیش، نه قیز اره گئتدی، نه گلین آیریلدی، نه ده قوجا اؤلدو ایش ده یئرینده قالدی.
    • « »
  • دئدیلر عزرائیل اوشاق پایلایئر، دئدی نه وئرسین نه آلسئن.
    • «مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان».
  • دئدی نئجه سن بیر سوز دئییم چاتدایاسان،دئدی نئجه سن آنلامایام پارتدایاسان.
    • «گفت چطوره یه حرفی بگم که بترکی ، گفت چطوره که خودمو بزنم به نفهمی تا تو بترکی »
  • دئوین قولاغئنا قورقوشوم.
    • «بر گوش دیو سرب(گوش شیطان کر)».
  • ده لی دلی نی گورنده ، چوماغین گیزله در.
    • «دیوانه که دیوانه ببیند چماقش را قایم میکند.»
  • ده لی یه همیشه بایرامدئر(ده لی یه گونده بایرامدئر).
    • «برای دیوانه همیشه عید است(برای دیوانه هر روز جشن است)».
  • دینمه یه نین ،دینه نی وار.
    • «».
  • دییرمان نوبتینن ایشلر .
    • «آسیاب به نوبت است».

 ذ

  • ذکرسیز مومنی شیطان آللادار.
    • «مومن بدون ذکر و نماز را شیطان گمراه می کند».
  • ذوقسئز طاعت بارسئز آغاجدئر.
    • «طاعت بدون ذوق درخت بی بار است».

 ر

  • رحمت دوزه نه ،لعنت پوزانا.
    • «رحمت برکسی که کارها را درست می کند و لعنت برکسی که کارها را برمی اندازد».
  • رشید اوغول وورماغا آتاسئندان ایذن آلماز.
    • «رشید برای زدن پسرش از پدرش اجازه نمی گیرد».
  • رعیتین دوواری آلچاق اولار(کاسئبئن دوواری آلچاق اولار).
    • «دیوار رعیت کوتاه می شود(چراغ فقیر نور ندارد)».
  • رنگیمه باخ احوالئمی خبر آل.
    • « به آب و رنگم بنگر و از احوالم باخبرشو».
  • روزوسو گلن زامان یوخو توتار کؤپه یی.
    • «وقتی زمان روزی سگ میرسد خوابش میبرد».
  • روس تویوغودور پئسلاسان پئسلانار.
    • «»
  • روشوه جهنمی ایشئقلاندئرار.
    • «رشوه جهنم را درخشان میکند».
  • ریحان مرزه کردیسینه گتمیرکی.
    • «به کرت و باغچه ریحان مرزه که نمیرود».

 ز

  • زر قدرین زرگر بیلر.
    • «قدر زر زرگر بداند».
  • زحمت چکمه ین راحتلئغئن قدرینی بیلمز.
    • «کسی که زحمت نکشیده باشد قدر راحتی را نمیفهمد».
  • زحمت سیز بال دادانمازسان.
    • «بدون زحمت نمیتوانی عسل بخوری(نابرده رنج گنج میسر نمیشود)».
  • زحمتی مشاطه چکر لذتی داماد آپارئر.
    • «مشاطه زحمت میکشد داماد لذت میبرد».
  • زیانئن یاریسئندان قایئتماق قازانجدئر.
    • «ضرر را از هر کجا بگیری نفع است».

 س

  • ساح باشا ساقئز یاپئشدئرما(ساح باشئنا ساققئز سالما).
    • «سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند(میفکن بر سر بی موی خود زفت)».
  • ساخلا سامانی ، گلر زامانی.
    • «کاه را نگه دار وقت استفاده آن میرسد(هرچیز که زار آید، یک روز به‌کار آید)».
  • سارالا سارالا قالماخدان ، قیزارا قیزارا اولمه ک یاخشئدئر.
    • «مرگ سرخ به از زندگی ننگین است».
  • ساققالیم یوخدور سوزوم کئچمیر.
    • «ریش ندارم حرفم را قبول ندارند».
  • سرباز نه بیلیر هیوا کالدئر.
    • «سرباز چه می فهمه که میوه هنوز کاله ( خر چه داند قیمت نقل و نبات)».
  • سس سیز طیاره دیر.
    • «آب زیر کاه است».
  • سفه ننه نین سفه ده قئزی اولار.
    • «مادر که بی عقل باشد دخترش هم بی عقل میشود».
  • سلام سلامتلئق گتیره ر.
    • «سلام سلامتی میاره».
  • سن چوره یی آت سویا ، بالئق بیلمسه ، خالیق بیلر.
    • تو تکه نان را در آب بریز اگر ماهی نفهمد ، خدا میفهمد.(تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز)
  • سن آقا ، من آقا ، اینکلری کیم ساغا؟
    • «تو آقا ، من آقا ، راستی !گاوها را کی بدوشد ؟!».
  • سن اوخیانی من توخورام.
    • «چند پیراهن بیشتر از تو پاره کردم».
  • سندن حرکت ،الله دان برکت.
    • «از تو حرکت ،از خدا برکت».
  • سو بولبولو دور.
    • «کنایه از کسی که زیاد به حمام میرود».
  • سوبیر یئرده قالسا ایی له نر.
    • «تحرک لازمه زندگی است».
  • سوت گولونده دیر.
    • «تو استخر (دریاچه ی )شیر است».
  • سودا بوغولان سامان چؤپوندن یاپئشار.
    • «غریق بر هر گیاه خشک چنگ زند».
  • سؤزو آت یره صاحبی گؤتوره ر.
    • «حرف را بینداز زمین صاحبش برداره».
  • سؤز سؤز آچار، سؤز گؤز آچار.
    • «حرف حرف را میاورد ، حرف هم چشم را باز میکند».
  • سؤز سؤز گتیره ر،آرشئن بئزی.
    • «یعنی یک حرف کافی است گفته شود تا سخن و حرف جدیدی بواسطه آن مطرح شود».
  • سؤز وار گلر کچر ، سؤز وار دلر کچر.
    • «سخنی هست که گفته می شود و می گذرد ، سخنی هست که گفته می شود و دل و جگر را سوراخ می کند و می گذرد».
  • سؤزون دوزون اوشاق دئیر.
    • «حرف راست را بچه میگوید».
  • سویوغ سولیمان دیر.
    • « »
  • سویون آخارئندان،آدامئن یئره باخارئندان گرک گورخاسان.
    • «از آن نترس که های و هوی دارد،از آن بترس که سر به زیر دارد».
  • سیچانلار پلنگ اولامازلار،تؤلکولر آسلان.
    • «در موشها استعداد پلنگ شدن نیست ودر روباه ها استعداد شیر شدن».
  • سیدر کافیر موفته اولسا اوزان اول.
    • «سدر و کافور که مفت باشه بخواب بمیر».
  • سئرچه ندیر کلله پاچا سی نه اولا(قارئشقا ندیر کلله پاچا سی نه اولا).
    • «موضوع بی اهمیت قابل بحث نیست».
  • سئنان قول بویوندان آسلانار.
    • «دست شکسته وبال گردنه».

ش

  • شاهیدده ایمان یوخ بی ده عدالت.
    • «زیبا روخان ایمان ندارند و پادشاهان عدالت».
  • شرطی شوخومدا کس، خیر ماندا یابا لاشما یاسان(شرطی شوخومدا کس خرمنده شنه دعواسی چئخماسئن).
    • «جنگ اول به از صلح آخر است».
  • شووه ره ن مزاج دئر.
    • «اشاره به کسی که نظرش را سریع تغییر میدهد».
  • شئر غزل دئییر.
    • «چرند میگوید».
  • شیرین سوز ایلانی یوواسئندان چئخاردار.
    • «زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می‌آورد».

ص

  • صبر ایله حالوا پیشر ای قورا سندن.
    • «گر صبر کنی زغوره حلوا سازم».
  • صوبحانه نی یولداشئن ایله یئه ، ناهاری اوزون تک یئه، وشامی دشمنین ایله یئه.
    • «صبحانه را با دوستت بخور، ناهار را تنها بخور ، و شام را با دشمنت بخور».

ض

  • ضررین قاباغئن هر واخت توتسان منفعت دیر.
    • «جلوی ضرر را هر وقت بگیری منفعت است ».

ط

  • طعنه لی سوزدن ایتی قئلئنج یاخشئدئر.
    • «شمشیر تیز از حرف با طعنه بهتر است».

 ظ

  • ظولمون آخیری اولماز.
    • «ظلم عاقبت ندارد».
  • ظولم ایله آباد اولان عدل ایله ویران اولار.
    • «آنچه که با ظلم آباد شود با عدل ویران میشود».

ع

  • عاغئل عاغئلدان اؤتکم اولار.
    • «عقل از عقل نافذ می شود(همفکری و مشورت)».
  • عجله ایشینه شیطان قارئشار.
    • «عجله کار شیطان است».
  • عذاب ملاکه سی دیر.
    • «فرشته ی عذاب است».
  • عوض عوض اولدو قاری.
    • «این به اون در».
  • عوضین بدل آددا اوغلو وار.
    • «عوض عوض داره گله نداره».

 غ

  • غوربت جنت اولسادا، یئنه وطن یاخشئ دئر.
    • «یوسف که به مصر پادشاهی میکرد می گفت بی شاهی کنعان خوشتر».

 ق

  • قادئنئن یالاغی سمنی قویار ، کیشنین یالاغی باققال دوکانی آچار.
    • «زن شکمو سمنو می پزد ، مرد شکمو دکان بقالی می زند».
  • قادئن وار ائو یاپار قادئن وار ائو ییخار.
    • «زنی هست که خانه را آباد میکند، زنی هم هست که خانه خراب میکند».
  • قارا قارغانئندا بالاسی اوزونه خوشدور.
    • «بچه کلاغ سیاه هم برای مادرش خوشگل است».
  • قارداشلار ساواشدئلار ابله لر ایناندئلار.
    • «برادرها باهم دعوا کردند،ابلهان هم باور کردند».
  • قارغادان قناری اولماز.
    • «کلاغ فقط یک کلاغ است و نمی توان آنرا به جای قناری جا زد( نمی توان ذات و جوهره افراد را تغییر داد)».
  • قارقئشئن ایکی باشی اولار.
    • «نفرین دو سر دارد».
  • قازان قازانا دئیر، گوتون قارا دئر(قازان قازانا دئییر دیبین قارا دئر، قازان قازانا دئییر اوزون قارا ، گودوش گودو شا دئییر اوزون قارا اولسون).
    • «دیگ به دیگ میگه رویت سیاه است ( کسی که عیب دارد عیب دیگری را می گیرد،در مورد افراد خلافکار گفته می شود که به خلاف وبزه دیگران اعتراض دارند)».
  • قاقا اولمایان یئرده ایدیه قاقا د ئیر لر.
    • « »
  • قانی قانیله یومازلار.
    • «خون را با خون نمی شویند».
  • قلم،قئلئنجدان ایتی دیر.
    • «قلم،از شمشیر تیزتر است».
  • قورخان باش سالیم قالار.
    • «سری که بترسد سالم میماند».
  • قورخان گوزه چوپ دوشه ر(قورویان گوزه چوپ دوشه ر).
    • «موش توی کاسه آدم وسواسی میافتد».
  • قورخموش آداما قویون باشی جوت گورونر(گوز گوردوغوندان قورخار،ایلان چالمئش آلا چاتی دان قورخار).
    • «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد».
  • قورد آرتسا،پاخئل دا آرتار(پاخئل آرتماز).
    • «اگر گرگ پیشرفت کند، بخیل هم پیشرفت میکند(بخیل پیشرفت نمیکند)».
  • قورد بالاسی ، قورد اولار(قورد انی یی (بالاسی) یئنه قورد اولور).
    • «عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود».
  • قورددان قورتولدوغ، قولیبیابانیه توش گلدیک.
    • «از شر گرگ خلاص شدیم، گرفتار غول بیابونی شدیم ( از چاله به چاه افتادیم)».
  • قورد دومانلئغی سئوه ر.
    • «گرگ از پراکندگی، بلبشویی و مه آلودی خوشش می آید تا از فرصت بوجود آمده بتواند به اهداف پلیدش دست یابد».
  • قوردون سلامی طمع سیز اولماز.
    • «سلام گرگ بی طمع نیست».
  • قورو قورو قوربانئن اولوم.
    • « تعارف کم کن و بر مبلغ افزای».
  • قوناغ ائو ییه سی نین دوه سی دیر.
    • «مهمان شتر صاحبخانه است ».
  • قوناغ قوناغی سئومه ز ، ائو ییه سی هئچ بیرین.
    • «مهمون، مهمونو نمیتونه ببینه صاحب‌خونه هردو را».
  • قونشو آشی دادلی اولار(قونشو قادئنی آدامئن گوزونه قئز گلیر،تویوغو دا غاز گلیر).
    • «مرغ همسایه غازه(زن همسایه به چشم آدم ، دختر می آید و مرغش هم غاز)».
  • قویو قازان اوزون درینده گوره ر.
    • «چاه کن همیشه خودش را در ته چاه می بیند،چاه کن همیشه ته چاه است(چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی)».
  • قویون اولمایان یئرده کچی یه حاج عبدالکریم آقا دئیرله.
    • «جایی که گوسفند نباشه به بز حاج عبدالکریم آقا میگن(تو شهر کورا یه چشم پادشاهه)».
  • قئز ائوینده تویدور اوغلان ائوینده خبر یوخدور.
    • «در خانه عروس جشن عروسی برقرار است در خانه داماد خبری نیست».
  • قئز بادام دئر ، بالاسی بادام ایچی(منیم بالام بادام دئر ، بالاسی بادامئن ایچی).
    • «دختر مانند بادام است فرزندش مغز بادام(فرزند من بادام است ، بچه اش مغز بادام)».
  • قئزئم سنه دئییرم گلینیم سن اشید.
    • «دخترم به تو میگم، عروسم تو بشنو(به در میگم دیوار بشنوه)».
  • قئش چئخار اوزو قارالئق کوموره قالار.
    • «بالاخره زمستان هم می گذرد و روسیاهی به زغال می ماند».
  • قیصاص قیامته قالماز.
    • «مجازات گناه به قیامت نمی ماند».

 ک

  • کار ائشیدمز، یاراشدئرارـ کور گؤرمه ز ، قوراشدئرار .
    • «کر نمی شنود و جفت وجور می کند ، کور نمی بیند و سرهم می کند».
  • کاسیب(کسبه چی)مرد اولار.
    • «کاسب جوانمرد میشود».
  • کاسئبی دَوَه اوستوندَه بووَه سانجار(کاسئبی، دوه اوستونده ایلان وورار).
    • «آدم بی چیز (آس و پاس) رو (در حالیکه) روی شتر (سوار است)، رتیل می گزد(آدم فقیر(بدبخت) اگر روی شتر هم باشد مار آن را نیش میزند)».
  • کچی جان هاییندا، قصاب پیی آختارئر.
    • «بز از جانش می ترسد، قصاب دنبال دنبه می گردد».
  • کچی نین اجلی گلنده باشین چوبانین چوماغینا سورتر.
    • «وقتی عمر بز به سر آمد، خودش را به چماق چوپان می مالد».
  • کچی نین قطوری سر چشمه دن سو ایچر.
    • «بز گر از سر چشمه آب می خورد».
  • کدخدانی گور، کندی چاپ .
    • «اگر در جایی خواستی به هدف و مقصود خود دست یابی دل صاحب ورئیس آنجا را بدست آور و سپس هر کاری خواستی بکن».
  • کفنین جیبی یوخدور.
    • «کفن جیب ندارد».
  • کله سویودور.
    • «کشکه».
  • کورا گئجه گوندوز بیردیر(کورا نه گئجه نه گوندوز).
    • «کور را شب و روز یکسان است(برای کور شب و روز فرقی نداره)».
  • کورآللاهدان نه ایستر ، ایکی گوز بیری ایری بیری دوز.
    • «کوراز خدا چی میخواد دوتا چشم یکی کج یک سالم».
  • کور توتدوغون بوراخماز.
    • «کور چیزی رو که بگیره ول نمی کنه(آدم کور در کارها لجوج و سختگیر است)».
  • کور قوشون روزوسون الله وئره ر.
    • «روزی پرنده ی کور را خدا میدهد».
  • کور کورا دئیر زیت گوزونه.
    • «کور به کور میگوید بگوزم به چشت(دیگ به دیگ می گوید روت سیاه)».
  • کوزَه تزه لئغدا(تزه اولاندا)سویو سوُیوق ساخلار(تزه کوزه سرین سو).
    • «کوزه فقط وقتی نو است ، آب را خنک نگاه می‌دارد( کنایه از اینکه : هر چیز ، تازه‌اش خوب است)».
  • کوزه چی سئنئق قابدان سوایچر.
    • «کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد».
  • کوزَه ، سو یوْلوندا سئنار.
    • «کوزه ، سرانجام در راهِ آوردن آب ، خواهد شکست».
  • کیتاب ،بیلیک منبعی دیر.
    • «کتاب منبع دانش است».
  • کئچمه نامرد کؤرپوسوندن قوی آپارسئن سل سنی***یاتما تولکو دالداسئندا قوی یسین اصلان سنی.
    • «از پلی که نامرد درست کرده عبور نکن بزار سیل تو رو با خودش ببره و به روباه تکیه نکن ، همین بهتر که شیر تورو بخوره».
  • کیچیکدن خطا، بویوکدن عطا.
    • «کوچکتر خطا می کند و بزرگتر بواسطه بزرگی می بخشد».
  • کیشی توپوردویون یالاماز(کیشی ده سؤز بیر اولار،کیشی سوزونون اوستونده دورار).
    • «مرد تفش را لیس نمیزند،قول مردان جان دارد(حرف مرد یکی است،مرد سر حرفی که زده میایستد)».
  • کیشی قئزی اولمایاسان ،کیشی قادئنی اولاسان.
    • «دختر جوانمرد بودن مهم نیست،مهم این است که زن جوانمرد باشی».
  • کیم اوز قاتئغئنا(آیرانئنا)تورش دئیر؟(هئچ کیم اوز خمیرینه تورش دئمز).
    • «هیچکس به ماست(دوغ)خودش ترش نمی‌گه».

گ

  • گل یاپیشما گؤجؤن چاتمایان داشا* گؤتؤره بیلمزسن زورا دؤشرسن.عاشیق علعسگر
    • « »
  • گلین اوینایا بیلمیر ،دئییر اوتاق ایری دیر.
    • «عروس نمی تواند برقصد ، می‌گوید زمین کج است(وقتی زمین سفت است ، گاو از چشم گاو می بیند)».
  • گلین گلیب اوجاغ اوستونه.
    • « »
  • گمینین ایشینی گمیچی بیله ر(چوره یی وئر چورکچیه بیر چورک ده اوسته وئر).
    • «کار را به کاردان بسپار(کار را به کاردان سپردن و چند برابر اجرت دادن بهتر است تا به دست افراد ناشی بدهند)».
  • گورول آما یاغما.
    • «رعد و برق بزن ولی نبار».
  • گولد ه ن تیکان اولار تیکاندان گول.
    • «از گل خار میشود و از خار گل(گاهی اوقات فرزند خانواده ی خوب ،آدم بدی میشود و فرزند خانواده ی بد آدم خوبی میشود)».
  • گول،گوللر آچئلسئن.
    • «بخند،تا گلها باز شوند(بخند تا دنیا به روت بخنده)».
  • گولمه قونشونا ، گلر باشئنا.
    • «به همسایه نخند ، سر خودت هم میاد».
  • گونشی پالچیقلا سووار ماق اولار می؟
    • «اندود توان چشمه ی خورشید به گل»؟
  • گئجه اودونا گئدن چوخ اولار.
    • «قصه شب دراز است(شب دراز است و قلندر بیدار)».
  • گئجه شهره گئدن چوخ اولار ، قیشدا بوستان اکن.
    • «شب کسی که میگوید به شهر می‌روم زیاد است ، زمستان کسی که می‌گوید جالیز خواهم کاشت».
  • گئدر بوستان قئراسی ، قالار اوزون قارا سی.
    • «خربزه نارس و هندوانه بوستان تمام میشود و فقط روسیاهی میماند».
  • گئدیب حاماما ،اولوب شاماما(گئده جه یم حاماما،چئخام اولام شاماما).
    • «یعنی نتیجه استحمام و آرایش این است که انسان تمیز و معطّرگردد».
  • گی یه ن ایله یی یه نین کین الله وئره ر(یئیجین ایله گئیجینینکین آلله یتیره ر).
    • « »

 ل

  • لاری خوروز بانلاماز، بانلاسا واخت آنلاماز.
    • «اشاره به آدم وقت نشناس می باشد-حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت».
  • لالئن دیلین ننه سی بیله ر.
    • «زبان لال را مادرش میفهمد(آشنا داند صدای آشنا)».
  • لای لای بیلیرسن نیه یاتمیرسان؟
    • «لالایی بلدی چرا نمی خوابی»؟
  • لپه نی دئمه دویونو ده، دونه نی دئمه بویونو ده.
    • «لپه را نگو برنجو بگو،دیروزو نگو امروزو بگو(داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حساب است)».

م

  • مالی قاز(زیندگانلئغئ مالی قاز کئچیر).
    • «بخور و نمیر(زندگی بخور و نمیری دارد».
  • ماتئ میخاناسئ دئر(فاطی میخاناسی دیر،حسن سوخدو دییرمانئ دئر).
    • «میخانه ماتی(فاطی)است(شهر هرت است)».
  • مال گئدر بیریانا ایمان گئدر مین یانا.
    • «در مورد افرادی که تحقیق نکرده به دیگران تهمت و افترا می بندند بکار می رود».
  • محبت قئیچی سی هر شیی کسه ر.
    • «قیچی محبت همه چیز را میبرد».
  • مرند اولوسو کیمین اوزانئر(مرند اولوسو دور).
    • «مانند مرده های مرند دراز میشود».
  • مغرورلوق ائیله یب اوستادام دئمه***وقت اولار بیریئرده دارا دؤشرسن.عاشیق علعسگر
    • «احساس غرور نکن و خود را بزرگ مبین زمانی می رسد که کم می آوری».
  • ملا اولدو مکتب داغیلدی.
    • «ملا مرد مکتب هم تعطیل شد».
  • من دئییرم فدم دمه، سن دئییرسن دامدان داما.
    • «من می گویم آسمان تو می گویی ریسمان».
  • موسی مئسئب دئر.
    • «موسی کز کرده(کنایه از کسی که کار اشتباهی کرده و ساکت و خجل گوشه یی نشسته)».
  • مئخی میسمارا دونده رن الله دئر.
    • «هر چیزی در ید پروردگار است».
  • مئردار اسکی اود دوتماز(مال پوخون ائلدئرئم وورماز).
    • «بادمجان بم آفت ندارد».
  • میرزا قلمدان دی.
    • «میرزا قلمدان است».
  • میوه‌نین یاخشی سئن مشه ده چاققال یه یر.
    • «میوه خوب را درجنگل، شغال میخورد(سیب سرخ برای دست چلاق خوبه)».

ن

  • ناشی زورنانی یوغون باشئندان چالار.
    • «آدم ناشی، سرنا را ازسر گشادش میزند».
  • ناهاردان معلومدور شاما نه وار.
    • «سالی که نکوست از بهارش پیداست».
  • نفسی ایستی یئرده ن چئخئر.
    • «نفسش از جای گرم در میاد».
  • نوخود فالی آچماق.
    • «فال نخود باز کردن(چیزی را لفت دادن، در انجام کاری دودل بودن)».
  • نه فایدا بیز قالمئشئق بویاندا کورپو قالئپ اویاندا.
    • «چه فایده ما ماندیم این طرف و پل آن طرف( خرما بر نخیل ودست ما کوتاه)».
  • نیت هارا منزیل اورا.
    • «نیت به هر کجا باشد ،منزل و مقصد همانجاست».

 و

  • وارلیقدا دوست اولما یوخلوقدا کنار***ایگیتم دیینده بو عادت اولماز.
    • « »
  • واری اولان تاخار یوخو اولان باخار.
    • «کسی که داره استفاده می کنه کسی که نداره نگاه می کنه (دارندگی و برازندگی)».
  • وئر ال ساخلار.
    • «دست بخشنده نگهدار صاحبش و کسانی که مورد دعای آن فرد هستند میباشد».

 ه

  • هاردا آشدی ، اوردا باشدی.
    • «هر جا آش هست، آنجا سر است».
  • هامئسی بیر بئزین قئراغئدئلار.
    • «سروته یه کرباسن».
  • هر اوخویان ملانصرالدین اولماز.
    • «هر گردی گردو نیست».
  • هر زادئن تزه سی، دوستون کوهنه سی.
    • «هر چیز تازه اش خوب است دوست کهنه اش».
  • هر کس ساغ اولسون اوزونه.
    • «هر کس باید به خود متکی باشد و از دیگران انتظار کمک نداشته باشد».
  • هر گوزلده بیر عایئب اولار.
    • «هر گلی عیب و علتی دارد( گل بی خار خداست)».
  • هر نه اکیرسن، اونودا بیچیر سن.
    • «هرچه بکاری همان را درو میکنی(هرچه بکاری تو، همان بدروی)».
  • هرنه سالار سان آشئنا ، اودا چئخار قاشئقئنا.
    • «هرچه کنی بخود کنی – گر همه نیک و بد یا کنی».
  • همشه شعبان بیر دفعه ده رمضان.
    • «همیشه شعبان یکبار هم رمضان».
  • هئچ ده ن یئی دیر.
    • «از هیچی بهتره (کاچی به از هیچی)».
  • هئچ گول تیکان سئز اولماز.
    • «هیچ گلی بی خار نیست».

ی

  • یا حسن کئچل یا کئچل حسن.
    • «چه علی خواجه چه خواجه علی».
  • یاخشئ دوست یامان گونده بللنر.
    • «دوست خوب در زمان سختی معلوم میشود(دوست آنست که گیرد دست دوست***در پریشانحالی و درماندگی)».
  • ﯾﺎﺧﺸﯽ قئزدان ﯾﺎﺧﺸﯽ ﺩﺍ ﮔﻠﯿﻦ ﺍﻭﻻﺭ.
    • «دختر خوب عروس خوبی هم میشود».
  • یاخئنداکی علف ، اوزاغداکی آرپادان یاخشئدئر(اوزاق یئرین آرپاسئندان ، یاخئن یئرین سامانی یاخشئ دئر).
    • «سیلی نقد به از حلوای نسیه».
  • یاشدا یانئر قورونون اودونا(قورونون اودونا ،یاش دا یانار).
    • «تر هم به آتش خشک می سوزد.(تر و خشک با هم می سوزد)».
  • یاغئشدان قورتولوب دولویا دوشدوک.
    • «از چاه درآمده توی چاله افتادیم».
  • یالانچئنئن حافیظه سی اولماز.
    • «دروغگو حافظه ندارد».
  • یامان گونون عمرو آز اولار(قارا گونون عمرو آز اولار،قارا گجه نین آغ گونودوزواولار).
    • «عمر روز سخت کم است،یعنی روزگار پستی و بلندی داشته و تلخی و شادی آن به هم پیوسته اند(پایان شب سیاه سپید است)».
  • یانسئن چیراغی، گلسین ایشئغی.
    • «چراغش روشن باشد، نورش بیاید».
  • یای وار ، قئش وار، چوخ ایش وار.
    • «تابستان هست ،زمستان هست ، کار زیاد است(این مثل در مورد شخص عجول بکار می رود بدین مضمون که فردا تابستان و زمستان خواهد آمد و کار زیادی در پیش است و تا رسیدن به نتیجه وقت زیادی لازم است)».
  • یورغانی گویده آیاغی اوزون.
    • «».
  • یوقورت توکولسه یئری قالار ، آیران توکولسه نه یی قالار؟
    • «اگر ماست بریزد جایش میماند،اگر دوغ بریزد چه چیزی از آن میماند؟»
  • یومورتاسی ترسه دوشوب.
    • «کلافه است».
  • یهر گاه آتئن بئلینده گزه ر،گاه یییه سی نین(همشه سو بئله گتمز).
    • «گهی زین به پشت و گهی پشت به زین(همیشه در روی یک پاشنه نمی چرخد)».
  • یئتیمه وای وای دیه ن چوخ اولار - چوره ک وئره ن اولماز.
    • «به حال یتیم وای وای گویان زیادند ولی کسی یک لقمه نان نمی دهد(وقتی از یک کاری یا شخصی طرفداری الکی و ظاهری می کنند ولی در موقع نیاز هیچکدام پا پیش نمی گذارند این مثل کاربرد دارد)».
  • یئدیلر ایچدیلر مطلبه یئتیشدیلر.
    • «قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید».
  • یئر برک اولاندا،اوکوز اوکوزدن گوره ر.
    • «وقتی زمین سفت است، گاو فکر میکند تقصیر گاو دیگر است(وقتی زمین سفت است ، گاو از چشم گاو می بیند- عروس نمی توانست برقصد ، می‌گفت زمین کج است)».
  • یئرین قولاغی وار.
    • «دیوار موش دارد ، موش هم گوش دارد».
  • یئرینه ایشه مک بس ده ییل، شیرین چای دا ایسته ییر.
    • «».
  • ییرمی دورد مین پیغمبره یالوارینجا بیر دانا آللاها یالوار.
    • «به جای اینکه به بیست و چهار هزار پیامبر التماس کنی دست به دامن یه خدا شو».
  • یئکه باشئن یکه بلاسی اولار(قویونو اولان، قورددان قورخماز).
    • «هر چه سر بزرگتر ، درد سر بیشتر(هر که بامش بیش برفش بیشتر)».

 بدون متن اصلی

  • آتش هر جا که افتد، خودش جا را باز می‌کند.
  • بر سوگند کسی که زیاد سوگند می خورد اعتماد مکن.
  • نیکی به جای نیکی، کار هر کس است؛ اما نیکی به جای بدی، ویژه‌ی جوانمردان است.
  • مرد باید یا در هرات [میدان جنگ] باشد، یا زیر خاک.
  • اگر شوهر خوب بود، خدا هم شوهر داشت!
  • دین ارمنی خوب دینی است، البته اگر روز رستاخیز گندش در نیاید!
  • هر کس با آشپز قهر کند، گشنه به خانه می‌رود!
  • اگر گدایی بپوشد، همه می‌گویند: «از کجا آورده‌ای»!
  • فرزند بلاست، نباشد واویلاست!
  • خرِ کارکن از بیک بیکار به!
  • نام عروسی را جشن گذاشته‌اند، مبادا زهره‌ی آدم چاک شود!
  • دست را نباید برید باید بوسید.
  • زرنگی زیاد جوانمرگی می آورد.
  • تا از پل نگذشته ای خرس را دایی بخوان.
  • اگر دروغگو نبود،راستگو شناخته نمی شد.
  • آقا میاره نوله، خانم می ریزد تو گاله.
  • آخر شوخی به دعوا می کشد.
  • اگر دیدی یارت یار نیست ترکش عار نیست.
  • برای عاشق بغداد دور نیست.
  • بازار نه پدر را می شناسد نه مادر را.
  • آنقدر به ماه بی اعتنا باش تا زیر پایت بیفتد.
  • آنچه با های می آید با هوی می رود.
  • اگر یابو را تیمار کنی جفتک می اندازد.
  • از حرارتش خیری ندیدیم از دودش کور شدیم.
  • اگر خوراک آسیا را نرسانی سنگها همدیگر را می سایند.
  • ادب زیادی بی ادبی است.
  • این مرغ است که به خروس می گوید بانگ بردار.
  • اگر از کسی تنفر داری بگذار زنده بماند.
  • آب صاف و روشن ماهی ندارد.
  • افرادی که بوی بدی می دهند خود متوجه بوی بد خود نیستند.
  • اندوه مانند دل پر خارش است که با خاریدن پیشتر می شود.
  • اگر منبع یک جوی گل آلود باشد تمام جوی گل آلود خواهد بود.
  • انسان از پیروزی چیزی یاد نمی گیرد ولی از شکست خیلی چیزها یاد می گیرد.
  • از زنان زیبا همچنان بپر هیزید که از فلفل سرخ هندی.


+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/03ساعت 15:51 توسط محمّد روحی |